نمایشگاه هنری انار با حضور هنرمندانی در بخش های مختلف هنری افتتاح شد + تصاویر

آیا کنشگری شورایی بر محافظه کاری غلبه می کند؟

شریفی نژاد: شورای اسلامی شهر ریز حامی اشتغال بومی است

پیگیری های شبانه دادستان شهرستان جم و همراهانش جهت بازدید از پالایشگاه فجر جم

حضور سرزده فروغی فر دادستان شهرستان جم از پالایشگاه فجر جم (بخش دوم)

حضور سرزده دادستان شهرستان جم از پالایشگاه فجر جم

تعجب دادستان از وضعیت مرگ آبزیان رودخانه باغان (جنگل گلوبردکان)

حضور سمن های شهر انارستان در کنار موسسه سیراف پارس + تصاویر

حضور و بازدید الماسی نماینده جنوب استان از بحران مرگ آبزیان در جنگل گلوبردکان

آلوده شدن رودخانه باغان و مرگ آبزیان این رودخانه + تصاویر

حضور مسئولین شهرستان در افتتاح پروژه گاز رسانی به سرچشمه انارستان + تصاویر

بحران مدیریتی در مدیریت یک بحران از بخش ریز

کد خبر: 4630 | تاریخ انتشار: ۲۱:۰۱:۴۵ - شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ | بدون نظر | چاپ چاپ |

شرح حال ادبی یک روز بارانی بحرانی در شهر انارستان/چه کسی پاسخگو بود آن زمان؟!

شرح حال ادبی یک روز بارانی بحرانی در شهر انارستان/چه کسی پاسخگو بود آن زمان؟!

اناررسا: حکایتی از شرح حال یک روز بحرانی در شهر انارستان؛ این شرح حال مربوط به روز بیشترین بارش در شهرستان جم است؛ از صبح تا آخر شب حکایت دارد سعی شده است یادداشت به صورت رسم خطی اصل بدون تغییرات اساسی باقی بماند

پایگاه خبری تحلیلی اناررسا؛ بتول فکوریان فعال اجتماعی و فعال سمن های انارستان:

صدای باد چه زیباست.

ابرهای کهنه جایشان را با ابرهای نو عوض می کنند.(۹:۵۰ صبح)

برخورد ابرها و صدای سهمگین دوست دیرین نزدیک است.

بارش ها در راهند.

کم کم از سقف آسمان چکه می کنند و بر روی خیابان های شهرمان (انارستان) جاری می شوند.

قبل از ظهر است.

دقیقه ها میگذرند و بعد از ظهر می شود.

گهگاهی خورشید از بین ابرها چشمکی به مردمان شهر می زند.

ابرها تیره می شوند.

روز جایش را به تاریکی شب می دهد.

در شهرمان بارش ها نسبتا خوب است اما در حدود ۲۰ کیلومتری شهرم (کوری حیاتی) بارش ها سیل آسا آنطرف تر در شهرستانم (جم) باران می تازد.

می خواهد معابرها را پر از آب کند؛ می خواهد عظمتش را به رخ مردم بکشاند.

و من در شهر خودم و در خانه ی امن خودم .

در فضای مجازی می چرخم (۹:۳۰شب)

برادرم از بیرون گوشی به دست می آید و سلام می دهد. هراسان است نگران همشهری هایمان است (گلستان) می گوید خطر در کمینشان است.

قرار است آب های جاری شده ی بارش شهرستانم و روستاهای اطرافش به سرعت زیادی به شهر من برسد. آنطرف تر از شهر من شهریست به نام ریز بین شهرهایمان پلی است مستحکم.

راستی آب های باران عظمت به رخ کشیده، از زیر این پل میگذرد.

خطر هر لحظه نزدیک تر می شود.

مادرم نگران خانه و بچه هایش خواهرش (خاله ام) در شهر ریز است؛ آخر خانه اش نزدیک پل است. زنگ می زنم دقایقی با خواهرش صحبت می کند و کمی دلش آرام می گیرد.

تلفن برادرم به صدا در می آید خبری دیگر از باران /خبری بی سابقه/ پل های پالایشگاه (پالایشگاه گاز فجر) و سدهای اطرافش پر شده اند.

خوشحال از نعمت الهی و زیاد شدن آب شهرم و نگرانی برای جان و مال همشهریانم.

زود تکه نانی می جود که به بیرون برود به دوستش زنگ می زند خبرها را به دوسش می رساند دوسش خبرها را در فضای مجازی منتشر می کند.

میخواهد به بیرون برود مادرم نگرانش است او را به خدا قسم می دهد که نرود.

اما

برادرم سمج تر از این حرفهاست. چتر سیاهش به دست می گیرد گوشی در دست دیگرش کفشهایش سریع به پا می کند و می رود.

دوستانم در گروه واتساپی می گویند چه خوش است، سیل و باران شدید میخواهیم. می گویم دعا کنید، دعا کنید برای برای آمدن سیل و بارش شدیدی بی خطر، دعا کنید برای در امان ماندن جان و مال مردممان.

لحظاتی از رفتن برادرم می گذرد.

ابرها بازیشان گرفته /به هم می خورند/برقش آسمان را روشن می کند / صدای بلند برخوردشان دلم را می لرزاند .

لرزشی از نگرانی و خوشحالی

مادرم صدایم می زند دلواپس برادرم است. می گوید زنگ بزن ببین کجاست و چه می کند؟

تماس می گیرم و بعد از ۳ بوق تماس وصل می شود.

می گویم کجایی؟ وضع چگونه است؟ برگرد مادر نکرانت است.

می گوید بگو نگران نباش دیر وقت برمی گردم. همان لحظه ابرها برای من ناز می کنند صدای برخوردشان را به رخم می کشند. صدای خوشحالی دوست برادرم از پشت تلفن با صدای رعد همزمان می شود و تماسم با برادرم قطع می شود.

مادرم رختش را پهن می کند برای خواب سرش را روی بالشتش میگذارد و با فرستادن تعدادی بی شمار صلوات به خواب می رود. (۱۱شب)

دقایقی می گذرد و خبرهای ناراحت کننده بیشتر می شود.

خیابانها بر اثر باران شدید مسدود شدند.

مردم شهر ریز و انارستان مواظب باشند.

احتمال طغیان رودخانه و خراب شدن پل بین شهر انارستان و ریز.

منازل مسکونی اطراف پل بین انارستان و ریز تخلیه کردند.

بارش های باران تا روزهای آتی ادامه دارد و احتمال خسارت در شهرستان جم و به خصوص شهر ریز و انارستان وجود دارد.

بعد از لحظاتی بر اثر دلایلی اینترنت و آنتن  گوشی های همراه می پرد.(۲۳٫۵۰ شب)

ولی حواس من هنوز پی جان و مال همشهریانم است…

با خودم در خلوت خویش می اندیشم!

اگر شدت بارش در آن لحظات بیشتر می شد و به مانند یکی از سالیان گذشته آب از روی پل عبور می کرد و را دسترسی انارستان به ریز قطع می شد و همچنین راه دسترسی انارستان به جم هم مسدود می شد و خسارتی در انارستان پدید می آمد! آیا خانه بهداشت انارستان پاسخگوی خسارت جانی و بحران اختمالی بود؟

روشنگرانه و به دور از هرگونه اغماض، خدایی ناکرده، اگر حادثه شنبه در انارستان رخ می داد (زلزله بعد از بارش و تلفات جانی بسیار) آنوقت چه کسی جوابگو بود؟

راه انارستان به ریز قطع، به جم هم همچنین و راه انارستان به دوراهک هم همینطور، آیا آن زمان کسی بود که بحران های احتمالی را جوابگو باشد؟

آیا فکری برای اسکان در زمان بحران های احتمالی شده بود؟ کجا؟! آیا سالن ورزشی انارستان؟ آن هم با راه خرابش و وضعیت اسف بارش؟!

خدا رو شکر که آنچه از گفتن این سیل و پیامدهای آن در صفحات اجتماعی می گذشت رخ نداد.

آیا ما قادر به مدیریت این بحران بودیم؟ با این تفاسیر چگونه؟

شهری که حتی از داشتن یک اورژانس هم به هزاران دلیل محروم مانده است، چگونه از این بحران احتمالی جان سالم به در می برد و فرار می کند؟

باز هم لطف خدای، شامل حالمان شد که چنین نشد؛ وگرنه بدی حوادث این است که خبر نمی دهد!

و آنهم در قطعی عجیب تلفن در دو روز اخیر (افزوده شده)

بحران یکباره اتفاق می افتد و مثل آتش می سوزاند؟ به وجدان خویش پاسخگو باشیم! آیا آماده بودیم خارج از هر گونه شعار !؟!

امید است که اقدامات از پیش مبذول شده در دست اقدام قرار دهند و آمادگی بیشتری توسط مسوولین صورت گیرد…

 

 

 

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین اخبار